مایع السیسی آمریکا استقبال تروریسم آمریکایی

مایع: السیسی آمریکا استقبال تروریسم آمریکایی رئیس جمهور رئیس جمهور دونالد ترامپ مبارزه با تروریسم

گت بلاگز اخبار فرهنگی و هنری فیلم ساز دولتی نبوده ام / فریدون جیرانی

فریدون جیرانی یکی از متفاوت ترین فیلم های سال های اخیرش را راهی پرده سینماها کرده هست. فیلمی با ساختار سینمایی متفاوتی که با استقبال عجیبی از سوی مخاطب عام رو ب

فیلم ساز دولتی نبوده ام / فریدون جیرانی

فریدون جیرانی: فیلم ساز دولتی نبوده ام

عبارات مهم : جنایت

فریدون جیرانی یکی از متفاوت ترین فیلم های سال های اخیرش را راهی پرده سینماها کرده هست. فیلمی با ساختار سینمایی متفاوتی که با استقبال عجیبی از سوی مخاطب عام رو به رو شد. یک فیلم سیاه و سفید که قصه سرد و باعشق ای دارد. فریدون جیرانی در این فیلم از اشخاص تازه سینما استفاده کرده است و می گوید که این ستاره های جوان راه را برایش راحت تر کردند. به آن ها اعتماد کرد و از این اعتماد خوشحال است.

فیلم ساز دولتی نبوده ام / فریدون جیرانی

از قصه فیلم بگویید. به نظر می رسد اینکه این فیلم وقت و مکان خاصی ندارد، خیلی خوب درآمده است؟

ما ابتدا به یک داستان بی وقت و مکان فکر نمی کردیم. زیاد در این فکر بودیم که می خواهیم زیر سقف باشیم و از زیر آن خارج نشویم. به تدریج که دکور ساخته شد و به اتود نهایی رسیدیم این مسئله به ما یک فضای خاصی داد. طبیعتا حالا هم همه ایراد می گیرند که در این فضای بی مکان و بی وقت گوشی تلفن همراه و خبر رسان تلگرام چه می کنند؟ ما به قصد بی زمانی و بیم مکانی دکور نساختیم. ولی دکور را ساختیم که فضای فیلم را عوض کنیم، فضای فیلم، لباس، دکور و صحنه را عوض کردیم و زمانی که این فیلم نمایش داده شد همه احساس کردند که ما از ابتدا به دنبال این فضا بودیم، ولی واقعا جهت ما زیاد از بی زمانی و مکانی این مهم بود که شهر در فیلم دیده نشود.

فریدون جیرانی یکی از متفاوت ترین فیلم های سال های اخیرش را راهی پرده سینماها کرده هست. فیلمی با ساختار سینمایی متفاوتی که با استقبال عجیبی از سوی مخاطب عام رو ب

با وجود این بی مکانی یک جایی زهره از پونک حرف می زند که قصه را به پایتخت کشور عزیزمان ایران ربط می دهد.

در مصاحبه مطبوعاتی انتهای جشنواره هم آقای جناب اوج آمدند و گفتند ای کاش شما پونک و خبر رسان تلگرام را نداشتید، می توانستیم پونک را دربیاوریم ولی درنیاوردیم؛ چون هنگامی که فیلمی ساخته می شود و بعد از آن ایرادی گرفته می شود نباید ایرادات را برطرف کنیم و بگذاریم همان فیلم اکران شود.

نوید محمدزاده و الناز شاکردوست کاراکترهای سرد و درون گرایی هستند و ماهایا پطروسیان درست در نقطه برابر قرار دارد، این اتفاق جهت ایجاد یک تعادل در فیلم ایجاد شده است بود؟

تنها کاراکتری که خارج از اجرا عمل می کند کاراکتر ماهایا پطروسیان است که بخش واقع گرایانه فیلم را تقویت می کند و احساس می کنید که با یک فیلم بخش واقع گرایانه رو به رو هستید. ولی باقی کاراکترها داخل ژانر هستند؛ سرد و بی روح. من می خواستم این بخش را در فیلم داشته باشم که نشانه هایی از زندگی واقعی جامعه امروز در آن باشد. ماهایا هم خیلی خوب بازی کرد و توصیه جالب این بود که خیلی ها از صحنه مهمانی که آن را سه بار گرفتیم، خوششان می آید در حالی که گرفتن این بخش جهت ما خیلی سخت بود تا به شکلی درآید که باورپذیر باشد ولی ماهایا آنقدر خوب بازی کرد و آن فضا را به خوبی ایجاد کرد که به ایجاد یک بخش گرم داخل یک قصه سرد کمک زیادی شد.

فیلم ساز دولتی نبوده ام / فریدون جیرانی

ای کاش کمی زهره قصه زیاد بود، آیا این قدر نقشش کم است؟

به همان میزان به ماهایا فکر شده است بود یعنی به همان مقدار به کاراکترها فکر شده است بود و ماهایا بعدا اضافه شد و زیاد از آن هم نمی شد به آن فکر کرد.

فریدون جیرانی یکی از متفاوت ترین فیلم های سال های اخیرش را راهی پرده سینماها کرده هست. فیلمی با ساختار سینمایی متفاوتی که با استقبال عجیبی از سوی مخاطب عام رو ب

از قاب بندی ها و ریتم کندی که در فیلم وجود دارد، فکر نکردید که ممکن است مخاطب خسته شود؟

برای من مهم نبود؛ فکر می کردم که فیلم و آدم ها باید کند باشند و سرد بازی کنند. البته جهت هر لحظه ریتم فیلم ها و آدم های فیلم هایم تند هستند، تند راه می روند و تند حرف می زند. در «آب و آتش» هم همین سیستم به فیلم لطمه زد که من به آدم ها می گفتم تند حرف بزنید، تند راه بروید. در حالی که جنس آن فیلم هم ایجاب می کرد که من فیلم را کندتر بگیرم. کم کم به این نتیجه رسیدم که لحنی که من جهت این فیلم باید گزینش کنم لحن سرد و ساکتی است و دوربین یک ناظر هست. دوربینی که کمتر حرکت می کند بنابراین بر این اساس طرح فیلم را ریختم؛ فیلم بردار، طراح صحنه، طراح لباس و گریم خیلی کمک کردند که از این سردی و سکون دربیاید.

همین طور که گفتید طراحی صحنه، گریم، موسیقی و قاب بندی ها خیلی خوب بود، همه از شما انتظار دارند که فیلم نامه نویس بهتری باشید ولی اینجا کارگردان خیلی بهتری بودید؛ خودتان اینطور فکر می کنید؟

فیلم ساز دولتی نبوده ام / فریدون جیرانی

همه می گویند فیلم نامه اشکال دارد و کارگردانی خوب است ولی من اعتقاد هستم اگر این فیلم نامه را یکی دیگر می ساخت به این شکل در نمی آمد. من هر لحظه این را می گویم فیلم نامه ای را که من می نویسم فقط خودم می توانم آن را دربیاورم و اگر فیلم نامه دست کسی دیگر برود جور دیگری می شود. فیلم نامه و کارگردانی من قاطی است یعنی روی کاغذ کارگردانی می شود، روی صحنه تکمیل می شود. بنابراین از هم جدا نیستند، ولی ضعف هایی وجود دارد که به تدریج آن ضعف ها باید برطرف شود. توصیه مهم این است که من با فیلم نامه کارگردانی می کنم؛

یعنی اعتقاد هستم که از زمانی که پشت میز می نشینم و فیلم نامه می نویسم کارگردانی من شروع می شود. کارگردانی یک امتیاز دارد، فیلم نامه یک امتیاز، در کارگردانی تنها نیستی ولی در نوشتن فیلم نامه یک میز است و خودت و مواردی که خودت با آن تنهایی و کسی هم نیست که کمکت کند ولی یک توصیه اینجاست که سر یک فیلم، یک فیلم بردار، طراح صحنه، طراح لباس، طراح گریم و دستیار کنار تو هستند که همه اینها می توانند در خلق کار به تو کمک کنند، ولی در فیلم نامه خودت تنها هستی. جهت من مهم است که حس و حالم در فیلم نامه در بیاید بنابراین من اول از حس و حال فیلم نامه شروع می کنم. صحنه ابتدایی اختتامیه جهت من ملکه شده است و بعد به خلق فیلم می انجامد.

به تازگی در سینمای ایرانی با پدیده هایی رو به رو شده است ایم به اسم استوری برد کشیدن و از قبل قاب ها را درست می کنند. شما این کار را انجام دادید یا اینها را در ذهن خود می بندید؟

من اعتقاد نیستم که کلیت سینمای کشور عزیزمان ایران مبتنی بر استوری برد هست، کلیت سینمای ایرانی مبتنی بر ذوق و سلیقه و همکاری تیمی هست؛ حالا در یک سری آثار امکان دارد که استوری برد و دقیق کارکردن معنا داشته باشد؛ در حالی که من اعتقاد دارم سینمای کشور عزیزمان ایران حتی سینمای بعضی کشورها مثل ایتالیا مبتنی بر کار تیمی است که وارد صحنه می شوند و تیمی که با هم همکاری می کنند تا آن کارگردان به خلق اثرش برسد؛ یعنی اگر شما تاریخ سینما را ورق بزنید، متوجه می شوید هنگامی که نعمت حقیقی، اسفندیار منفردزاده و بهروز وثوقی هنگامی که کنار کیمیایی بودند کار او خیلی خیلی بهتر بود؛ چو ن این سه چه در مقام فیلم نامه نویس چه مقام موزیک ساز و فیلم بردار و بازیگر مغز مهم بودند و در فیلم تفاهمی را شکل می دادند که این تفاهم فیلم را می ساخت؛

یعنی این طور نبود که آقای کیمیایی یک استوری برد دقیق بکشد و نعمت حقیقی آن استوری برد را انجام بدهد. سینمای کشور عزیزمان ایران معمولا این طوری است سینمای ایتالیا هم همین طور؛ اگر خاطرات مارچلو ماسترویانی را بخوانید او می گوید ما می آمدیم سر صحنه بعد تازه کارگردان می آمد فکر می کرد و بعد از غذا خوردن تازه به پلان می رسیدند؛ ولی سینمای آمریکا این طور نیست و مبتنی بر فن و تکنیک و استوری برد هست. الان مدتی است نسل جوانی آمده که می خواهند استوری برد بکشند و این کار را هم می کنند و خوب هم هست. ما هم صحنه تصادف را در ابتدا می خواستیم استوری برد بکشیم و براساس آن پلان های کشتن و قتل را طراحی کنیم؛ ولی پلان های ما آنقدر محدود بود که نیازی به استوری برد نداشتیم.

از علاقه به این سینمای نوآر و نئو نوآر هم برایمان بگویید.

من یک بار سر «سالاد فصل» هم گفتم فیلم ساز مورد علاقه من کلود شابرول هست. فیلم هایش را خیلی دوست دارم و چندین بار دیده ام و تلاش کردم «سالاد فصل» را در فضای آثار او بسازم. فیلم های جنایی را هم خیلی دوست دارم و چندتا از فیلم های جنایی مثل «غرامت مضاعف»، «حرارت تن»، فیلم های مورد علاقه من هست؛ بنابراین این فیلم ها خیلی روی من تاثیر گذاشته اند و طبیعتا موقعی که من «قرمز» را می ساختم به ملودرام روانشناسانه و تاثیرگذاری که به عنوان نمونه جنایت هم در آن باشد فکر می کردم؛ کم کم نوآر را شناختم و پلیسی سیا را شناختم و کم کم سراغ پلیسی سیایی رفتم که شد «آب و آتش»، که مقدار ملودرام آن زیاد بود که باید کم میشد که البته آن موقع من این آشنایی را نداشتم.

چطور به الناز شاکردوست اعتماد کردید؟

ما یک بازیگر جوان داشتیم که پسر خیلی خوبی هم بود؛ ولی نتوانست بازی کند و از بازی خارج شد؛ بنابراین تصمیم گرفتیم از یک بازیگر معروف زن استفاده کنیم. دوستان پیشنهاد دادند و گفتند که الناز آمادگی بسیاری دارد که فضای کاری اش را عوض کند. همه اکیپ ما مخالف بودند ولی ما زنگ زدیم و الناز آمد. فیلم نامه هم نداشتیم جهت او قصه را تعریف کردیم که خیلی تحت تاثیر قصه قرار گرفت. الناز رفت لندن و گفت هر وقت فیلم نامه آماده شود می آیم. دو ماه هم با کسی قرارداد نبست تا زمانی که فیلم نامه را برایش فرستادیم.

فیلم نامه را خواند و قرارداد بست. همه هم دلواپس بودند ولی هنگامی که گریم شد و لباس پوشید و آمد جلوی دوربین عکاسی، اعضا کمی آرام تر شدند و زمانی که سومین و چهارمین پلان را بازی کرد، همه احساس کردند آدمی است که به نقش نزدیک است و می شود روی او حساب باز کرد. من از آدم های باانگیزه خیلی خوشم می آید. الناز انگیزه داشت که عوض کردن کند و این انگیزه عوض کردن و جداشدن از سینمای قبلی باعث شد که خیلی به ما کمک کند.

انتخاب بعدی او گزینش بهتری خواهدبود؟

الان دارند فیلم آقای موتمن را بازی می کنند. بعد فیلم آقای ابراهیمیان که او هم کارگردانی خوبی هست. بنابراین درواقع فضای کاری او عوض شده است هست. من یک بار هم گفتم که مهناز هم سر «سالاد فصل» با انگیزه آمد تا یک نقش متفاوت بازی کند. انگیزه خیلی کمک کرد و این بود که سر صحنه همه متعجب شده است بودند که چه بازی خوبی می کند و بعد از آن هم مسیر کاری مهناز عوض شد و کم کم بازیگر کارهای روشنفکری و منتقدپسند شد.

کار بعدی شما قرار است در چه فضایی باشد؟ قرار است رد جنایی را در سینمای کشور عزیزمان ایران ببینیم؟

در سینمای ایرانی هیچ وقت نمی توانیم بگوییم کار بعدی ما چیست. یعنی سینمای ایرانی سینمایی است که یک روز فکر می کنید و فردا فکرتان عوض می شود و نمی شود آن کار را انجام بدهید. ما قرار بود فیلمی بسازیم و تمام کارهای آن را هم انجام دادیم؛ با نوید محمدزاده و آقای حامد بهداد هم به توافق رسیدیم و قرارداد آن را هم بستیم. قرار بود بازیگر زن هم اضافه بشود ولی در نهایت از نظر سرمایه با مسئولینی که قرار بود سرمایه گذاری کنند (با نماینده سرمایه گذار) به توافق نرسیدیم و فیلم ساخته نشد.

بنابراین نمی شود گفت که تو آینده نگری کنی که در اینجا هنگامی که در بخش شخصی کار می کنی آیا می توانی آینده برنامه ریزی کنی یا نه! مگر این که خودت پول زیادی داشته باشی و سرمایه گذاری کنی. من که نه سراغ فارابی می روم و نه دولت شاید یک روز بروم؛ بعد باید شرایط داشته باشم بتوانم فیلمم را بسازم ولی اگر بخواهم بسازم باز هم یک جنایی می سازم که همه بنویسند که یک جنایی دیگر و یک علاقه عجیب و غریب دیگر.

در کارنامه کاری تان از همان ابتدای کار با وجود اینکه به ژانر جنایی و معمایی خیلی علاقه دارید و این در تمام کارهایتان دیده می شود ولی یک پراکندگی در کارهایتان دیده می شود به عنوان نمونه در کارهایی مانند قرمز، قصه پریا، کمدی رمانتیک و سبک نوآر هم که یکی از علاقه مندی های جدی شما است که دوست دارید آن را ادامه بدهید، قرار است در سینمای آقای جیرانی چه اتفاقی بیفتد؟

شما فیلم ساز حرفه ای هستید و جهت تماشاگر فیلم می سازید. در دنیا هم همین رسم بود حالا همین طور هست. رسم بود که هر پیشنهادی به فیلم ساز حرفه ای می شد انجام دهد. به عنوان نمونه اگر فیلم وسترن بود یاد آن را می ساخت، پلیسی بود انجام می داد، فیلم ملودرام و… الان اگر از موتمن هم بپرسید چنین کارنامه ای دارد در حالی که علاقه مندی او چیز دیگری هست. فیلم ساز حرفه ای جهت پخش فیلم می سازد و پیشنهادهای متفاوت را قبول می کند. من که از دولت هیچ وقت پولی نگرفته ام و فیلم ساز دولتی نبوده ام؛ بنابراین فیلم های متفاوت ساخته ام.

در کارنامه من، فیلم هایی که دوست ارزش دارم، رگه جنایت زیاد هست؛ به عنوان نمونه در «قرمز»، «آب و آتش»، «شام آخر»، «سالاد فصل» و در «من مادر هستم» هم جنایت وجود دارد و در همه آنها جنایت و ملودرام از جایی به جایی غلیظ می شود، به عنوان نمونه در «سالاد فصل» جنایت وجود دارد و جایی دیگر جنایت قاطی ملودرام می شود، یک کمدی رمانتیک «صورتی» است و یک کمدی درنیامده «خواب زده ها» است و «قصه پریا» هم فیلمی ملودرام است.

این مهارت ها و تجربه هایی که به دست آورده اید قرار است به چه چیزی ختم شود؟

قرار نیست به چیزی ختم شود. آدم های حرفه ای فیلم می سازند که اولا زندگی کنند و علاوه بر آن در سینما باشند. جهت نسل ما سینما خیلی مهم است و همین که من در جلوی شما نشستم و در سن 65 سالگی هنوز جزو فیلم سازانی هستم که متقاضی دارم.

الیمرا حصارکی – ماهنامه تجربه

واژه های کلیدی: جنایت | استوری | سینمای | سینمایی | کارگردانی | الناز شاکردوست | ماهایا پطروسیان | اخبار فرهنگی و هنری

فیلم ساز دولتی نبوده ام / فریدون جیرانی

فیلم ساز دولتی نبوده ام / فریدون جیرانی

دانلود


دانلود فایل ها

نویسنده : topsblog